برگشتیییییم

 ..........................................................

اگر از ظلمت ره می ترسی

چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید

روشنیهای تنم را که نشان از سحرند

به تو خواهم بخشید

 اگر از دوری ره می ترسی

 دستهایم که پلی می بندند روی زمان

و به کوتاهترین فاصله من را به تو

 می پیوندند...

به تو خواهم بخشید

 اگر از زمزمه ها

اگر از حرف کسان می ترسی

 من تو را در تن خود

 در همه ذره و ذرات وجودم

 محو و گم خواهم کرد

 بی بهانه به تو خواهم پیوست

 ...تو بیا

توبیا , که اگر آمدنت دیر شود

 که اگر آمدنت قصه پوچی باشد

 من تو را ای همه خوب

 تا دم مرگ نخواهم بخشید

 تا دم مرگ نخواهم بخشید

..........................................................

نمیتونم

نمیتونم ازتون دل بکنم

هرچند خیلی دیر اما برگشتم

..........................................................

 

/ 64 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

آپم بیا عزیزم...........

nobody

به چشمهایت بگو نگاهم نکنند بگو وقتی خیـره ات می شوم سرشان به کار خودشان باشد ! نه که فکر کنی خجالت میکشم ، نه ! حواسم نیست ، عاشقت میشوم . . .

یاس

[ماچ]اپم بیاااااااااااااااااا عزیزمممممممممم

یاس

اپممممممممممممم بیاااااااااااا

nobody

دوستت دارم “دوستت دارم” هایت را به کسی نگو نگه دار برای خودم من جانم را برای شنیدنش کنار گذاشته ام . . . .

مالی

هنوزم دلم نمیاد که از تو لینکام حذفت کنم...

آزي

فكر كن اعتقاد داشته باش براورده شو حضورت را گلباران مي كنم اگر تشريف بياوري موفق باشي دوست عزيزم و هميشه شاد و خندان و پاك طينت

nobody

موهای تو دیگر نیست... این روزها با کلمات بازی میکنم...

nobody

عاشقانه هایم رنگ باخته اند ... آنها هم فهمیده اند بهانه ی بودنم، تــــــــــــــــــو بودی ...

بنی جون

دلم تنگ است به وسعت ساعاتی که در انتظارت بوده ام, دلم تنگ است به عمیقی صراحت روزهای بی تو, دلم تنگ است به عمق انتظار درد آور غروب هایی که نیامدی و چشـــم به راه ماندم!!![رویا] سال نو مجدد مبارک... آپ کردم عزیزم منتظر حضورتم[گل]