top.window.moveTo(0,0); if (document.all) { top.window.resizeTo(screen.availWidth,screen.availHeight); } else if (document.layers||document.getElementById) { if (top.window.outerHeight چهارشنبه



چهارشنبه

دلم خوش بود میهمان خوابم میشوی، صبح شد من هنوز میزبان خیال توام

............................................................................

سیـــر نمــــــی شود دلم ، هرچه نظر به تو کنم

دور مشــــو ز منظـــــرم ، جز تو چه آرزو کنم

روی تو را چو دیده ام ، بوی خوشت شنیده ام

از همـــه دل بــریــده ام، جـــز تو چه آرزو کنم

گرچه زمن گسسته ای،عهد و وفا شکسته ای

عشق مرا زدل برون ،دل به خسان تو بسته ای

تیــــغ جفـــا بر دل من ، پشت مـرا تو خسته ی 

بــا تـــن زار و خستــه ام،  جز تو چه آرزو کنم

در طلبت چـــه شادمان ، بی سر و پا شدم دوان

سینـــه سپــر مقــــابـــــل  تیـــر و کمان دشمنان

آه چـــرا تــــو بسته ای ، راه بــه یارخسته جان

از تــــــو نشان ندیده ام ، جــز تـو چه آرزو کنم

ای مــــه بــــا وفای من ، دلبـــر خوش ادای من

خود تو بگو چه کرده ام ،چیست گنه  خطای من

گـــر گنهم شــــد عاشقی ، ایـــن نبود سزای من

از تـــــــو به جان رسیده ام جز تو چه آرزو کنم

دیـر تـــــو را گـــزیده ام  همچـو کمان خمیده ام

گوش کشـــــان بــه راه تو در شب تار و تیره ام

هرچه نشـــانـــه شد مرا گــــم شده بی نشانه ام 

نــــور دو چشـــم و دیده ام ، جز تو چه آرزو کنم

شمس الدین عراقی

............................................................................

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ توسط نوید.... نظرات () |

............................................................................

کاش پرده  می فهمید

تا پنجره باز است فرصت رقصیدن دارد

کاش می فهمید

باد همه فرصت اوست.

............................................................................

نوشته شده در شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ توسط نوید.... نظرات () |

............................................................................

این شعر و تصنیف زیبای اون رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و یا شنیدیم.
شعری زیبا از مهرداد اوستا :


وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

............................................................................

واما ماجرایی که خیلی ها اونو در مورد دلیل سرودن این شعر توسط استاد نقل میکنن :

مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می‌زارن.
دختر جوان به دلیل رفت ‌و‌آمد‌هایی که به دربار شاه داشته، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج میده.

دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می‌شن، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشه سعی می‌کنند عقیده اونو  دررابطه با  ادامه ارتباط با نامزدش تغییر بدن.

ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خودش نمی‌شه.

تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستاش، نامزد خودش رو در لباسی که هدیه‌ای از اوستا بوده، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می‌بینه...

مهرداد اوستا ماه‌ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم‌حرف میشه.

سال‌ها بعد وقتی شاه از دنیا می‌ره، نامزد اوستا هم به فرانسه  رو برای زندگی انتخاب میکنه و در همون روزها، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خودش افتاده و در نامه‌ای از مهرداد اوستا می‌خواهد که اونو  ببخشه. اوستا هم در پاسخ نامه او تنها این شعر رو میگه.....

حالا یک بار دیگه از اول بخونینش.....

............................................................................

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

............................................................................

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ توسط نوید.... نظرات () |

............................................................................

  I’m callin’ U
With all my goals, my very soul

دارم صدات می کنم، با تمام وجودم،با تمام مقصودم

 Ain’t fallin’ through

نمیخوام نقش بر آب بشن

I’m in need of U

به تو نیاز دارم

The trust in my faith
My tears and my ways is drowning so

ایمان به اعتقاداتم به اشکهایم و مقاصدم، در حال غرق شدن هستند

I cannot always show it

که همیشه نمی توانم آنرا به تو نشان دهم

But don’t doubt my love

اما به عشقم شک نکن

I’m callin’ U
With all my time and all my fights

دارم صدات می کنم، باتمام نزاع ها و فرصتهایم

In search for the truth
Tryin’a reach U

برای جشت و جوی حقیقت سعی می کنم به تو برسم

See the worth of my sweat

به ارزش عرق ریختنم نگاه کن

My house and my bed

به خانه ام، به رخت خوابم

Am lost in sleep

در خواب گم شده ام

I will not be false in who I am

و به کسی که هستم خیانت نخواهم کرد

As long as I breathe

تا زمانی که زنده ام

Oh, no, no
I don’t need nobody

آه، نه، به هیچ کس نیاز ندارم

& I don’t feel nobody

و هیچ کس را احساس نمی کنم

I don’t call nobody but U

هیچ کس رو صدا نمی کنم جز تو

My One & Only

تویی که تنها کس من هستی

I don’t need nobody

به هیچ کس نیاز ندارم

& I don’t feel nobody

و هیچ کس را احساس نمی کنم

I don’t call nobody but U

هیچ کس رو صدا نمی کنم جز تو

all I need in my life

تمام چیزی که در زندگی به آن نیاز دارم

I’m callin’ U
When all my joy
And all my love is feelin’ good

دارم صدات می کنم، وقتی سرشار از عشق و شادی هستم

Cuz it’s due to U

چون همه آنها بخاطر تو هستند

See the time of my life

به دوران زندگیم نگاه می کنم

My days and my nights

و به شبها و روزهایم

so it’s alright
Cuz at the end of the day

خب عیبی ندارد چون در انتهای روز

I still got enough for me and my

هنوز خودم را دارم

I’m callin’ U

دارم صدات می کنم،

When all my keys
And all my bizz
Runs all so smooth

وقتی تمام تخیلات و کلیدهایم به راحتی انجام می شوند

I’m thankin’ U

از تو تشکر می کنم

See the halves in my life

به تنصیف زندگیم نگاه کن

My patience, my wife

به شکیباییم، به زندگیم

With all that I know

با وجود تمام چیزهایی که می دانم

Oh, take no more than I deserve

دیگر بیش از این نمی توانم تحمل کنم

Still need to learn more

ولی هنوز نیاز دارم که یاد بگیرم

Oh, no, no
I don’t need nobody

آه، نه، به هیچ کس نیاز ندارم

& I don’t feel nobody

و هیچ کس را احساس نمی کنم

I don’t call nobody but U

هیچ کس رو صدا نمی کنم جز تو

My One & Only

تویی که تنها کس من هستی

I don’t need nobody

به هیچ کس نیاز ندارم

& I don’t feel nobody

و هیچ کس را احساس نمی کنم

I don’t call nobody but U

هیچ کس رو صدا نمی کنم جز تو

all I need in my life

تمام چیزی که در زندگی به آن نیاز دارم

Our relationship, so complex

رابطه ما پیچیده شده

Found U while I was headed straight for hell in quest

وقتی تورا یافتم که مسبقیم در حال رفتن به جهنم بودم

You have no one to compare to

تو با هیچ کس دیگری قابل مقایسه نیستی

‘Cause when I lie to myself it ain’t hidden from U

چون وقتی با خودم دروغ می گویم از تو پنهان نمی ماند

I guess I’m thankful
Word on the street is U changed me

فکر می کنم که باید شکر گذار تو باشم چو تو بودی که من را در تغییر دادی

It shows in my behaviour

و این در رفتارم پیداست

Past present future

در گذشته و حال و آینده

Lay it all out

تمامش را از من بگیر

Found my call in your house

خواسته هایم را در خانه تو دیدم

And let the whole world know what this love is about

و بگذار تمام دنیا بفهمد که موضوع این عشق چیست

............................................................................

 دارم صدات می کنم، با تمام وجودم، با تمام مقصودم

............................................................................

نوشته شده در یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ توسط نوید.... نظرات () |

............................................................................
حال همه‌ی ما خوب است ،
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور ،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند ، 
با این همه، عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
تا یادم نرفته است بنویسم ،
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود ، 
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است ،
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ،
ببین انعکاس تبسم رویا ،
شبیه شمایل شقایق نیست ، 
راستی خبرت بدهم ،
خواب دیده‌ام خانه‌ ای خریده‌ام ،
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار ... هی بخند!
بی‌پرده بگویمت ،
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد ،
فردا را به فال نیک خواهم گرفت ،
دارد همین لحظه ، یک فوج کبوتر سپید ،
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد ،
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد ،
یادت می‌آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نامه‌ام باید کوتاه باشد ،
ساده باشد ،
بی حرفی از ابهام و آینه ،
از نو برایت می‌نویسم ،
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!!
............................................................................
نوشته شده در شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ توسط نوید.... نظرات () |

Design By : Night Melody